حسين بن حسن خوارزمي
635
شرح فصوص الحكم
گر جمله تويى پس اين جهان چيست ور هيچ نيم پس اين فغان چيست هم جمله تويى و هم همه تو آن چيز كه غير تست آن چيست و وجهى كه قبلهء حاجات است در شرع « 40 » ، مجمل اين وجوه و مجمع اوست و اين وجوه كثيره تفصيل آن وجه خاص ، پس مغايرت بحسب جمع و تفصيل نه از روى حقيقت است . بيت : اى يافته تو از هر كسى بوى دگر هر كس به تو مىروند از سوى دگر از روى ظهور گر چه ما بسياريم هستيم يكى ما همه از روى دگر و لزوم بر طريقت ادراك اين معنى و معرفت حقيقت آن دست نمىدهد مگر ادباء را از عباد الله ، و امنا را بر اسرار حضرت آله كه ايشان را نمىشناسند حق المعرفة ، مگر حق سبحانه و عارفان كامل و اولياء مكمّل . و ما ترا نصيحت كرديم كه در هبوب بلوى پيشهء شكوى جز به درگاه حق نكنى . پس عمل به مقتضاى نصيحت به جاى آر ، و دفع بلا و رفع أذى از حق - سبحانه و تعالى - طلب نه از غير او ، و از سر ذوق در مخاطبهء او بگو : اى آن كه هميشه در دل و جان منى بل جان منى و سرّ پنهان منى در حالت صحتم تويى قوت تن در حالت درد و رنج درمان منى
--> « 40 » پا : « در شرع » نبود .